سرو دانلود

به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد

                                      

                                                                    







ADS


گفت تو برو پاين بخور
 

1 . زندان الرشید: خاطرات سردار علی‌اصغر گرجی‌زاده – Google Books Result
محمدمهدی بهداروند – ‎بخور.» می گفتم: «نه، مطمئنم نمیمیرم.» ساعت هشت صبح بود که نگهبانی در اصلی را https://books.google.com/books?isbn=6000302983باز کرد و یک گروه از افسران عراقی، که لباس تمیز و شیک نظامی پوشیده بودند، وارد
سالن شدند. پوتینهایشان … بعد سرش را بلند کرد و نگاهی از پایین تا بالا به من
انداخت. بدجور نگاهم کرد. گفت: «تو فعلا برو آن کنار بنشین تا بعد.» تعجب کردم
که چرا …
 

2 . خاطرات زايمان طبيعي – نوزاد
‎دکترم گفت روزسه شنبه 20بهمن ساعت 9صبح برم بلوک زايمان پيش خودش شب nozaad.com/forums/topic/خاطرات-زايمان-طبيعي/page/3/قبلش يه شيشه روغن کرچک بخورم شماره موبايل خودشم داد …. گفت با شوهرت خدافظي
کن و برو تو بخش …. پاهام ميلرزيد و براي ثابت نگه داشتن پاهام از دستم کمک
ميگرفتم و چون تو دستم سرم بود هي ماما دعوام ميکرد که دستت رو بنداز پايين.
 

3 . تشت‌کوبی: – Google Books Result
علیرضا میراسدالله – ‎ – Fictionنه اصلا دلم نمی خواست من بچه پایین شاهرم اهالی این ادا اطوارها نیستم… مریم جواب نداد، https://books.google.com/books?isbn=178083537Xمنو را از روی میز برداشت باز … محسن پاشد، دی وی دی را گذاشت روی میز و گفت: –
خداحافظ من رفتم. – هیچیت رو که سفارش دادی نمی خوری؟ – نه خود نت بخور. – حیف میشه ها
. – برو بابا. – من که نمی رم تو پاشدی بری. – پس من می رم بابا. – یه لحظه صبر کن
الکی …
 

4 . اونایی که زایمان طبیعی کردن و واقعا راضی بودن یه لحظه میاین…ممنونم …
‎هی تو اتاقا سرک میکشیدم ببینم کسی واسه زایمان اومده یا نه؟! بعد دیدم تنها زاؤو https://www.ninisite.com/…/اونایی-که-زایمان-طبیعی-کردن-و-واقعا-راضی-بودن-یه-لحظه-میاین-ممنونم?…بیمارستان من هستم….خوشحالم شدم…گفتم آه و ناله بقیه رو من تاثیر منفی نمیزاره
ساعت 5بعد از ظهر شد و هنوز دردی سراغم نیومده بود….ماما گفت برو رو تخت دراز بکش
تا معاینه ت کنم….دهانه رحمم 4سانت باز شده بود….گفت بزار کیسه آبت رو پاره کنم تا
دردهات …
 

5 . دابسمش عمه دوغتو بخور – آپارات
 

6 . ‎20 مه … Alirezaporh دابسمش عمه دوغتو بخور دابسمش عمه دوغتو بخور دابسمش ایرانی ,
 

7 . @_fanfic4ever_ on Instagram: “پارت:18 لباشو گذاشت رو لبامو …
‎14 آوريل … 24 Likes, 13 Comments – @_fanfic4ever_ on Instagram: “پارت:18 لباشو گذاشت https://www.instagram.com/p/BELmvZTRS_r/رو لبامو وحشیانه منو بوسید دیگه داشتم نفس کم میاوردم که در شکست… ولی چون لیام
…”
 

8 . Iranian Women’s Street Harassment Stories | Stop Street Harassment
‎16 آوريل … برو مزاحم نشو، اشتباه گرفتی. … با اینکه وقتی تو ماشین نشستم کیفمو بین www.stopstreetharassment.org//04/iranian-womens-sh-stories/خودم و مسافر بغلی گذاشته بودم، آقاهه دستش رو از کیف رد کرده بود و گذاشته بود روی
پای من. … وقتی که دهنمو باز کردم که بگم آقا دستتو بکش، انگاری متوجه شده بود که
من می‌خوام چی کار کنم، دستشو کشید و به راننده گفت پیاده می‌شم.
 

9 . ماماسایت – پاسخ به سوالات >>>> دوران بارداری
‎حالا که هفته 5/34 رفتم دکتر گفت دو هفته دیگه آز بده اگه خوب بود برو 3 هفته دیگه mamasite.blogfa.com/post/20بیا.حالا سوالم اینه اگه تو این دو هفته دفعم بالا باشه چه کنم. … من 13 هفته و 4 روزمه،
دائم گشنمه و معده درد دارم و مجبورم یه چیزی بخورم اما خیلی کم کم می خورم، وعده های
اصلی غذام را هم کم میخورم با این حال افزایش وزنم از اول بارداری تا حالا حدود 5 کیلو شده

 

10 . سعدی/کتاب مواعظ/قطعات – ویکی‌نبشته
‎31 ا کتبر 2010 … که گفت پیرزن از میوه می‌کند پرهیز؟ دروغ گفت که دستش نمی‌رسد به درخت …. به پایان پیری چه امید ماند؟ —. هر که مقصود و مرادش خور و خوابست … تا تو با صید گرگ
 







NS